3
مدیریت

09196056862

نتایج بیشتر ...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

شبکه ارتباطی راهبردی امکان ، شاهراه حرکت به سمت بازارهای بین المللی

نتایج بیشتر ...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

شبکه ارتباطی راهبردی امکان ، شاهراه حرکت به سمت بازارهای بین المللی

فهرست مطالب این مقاله

چطور بدهی ام را کم کنم؟

امیدواریم از خواندن این مطلب، ((چطور بدهی ام را کم کنم؟)) لذت ببرید و برایتان مفید باشد،از همراهی شماسپاسگذاریم.

بازاریابی یا مارکتینگ چیست؟

امیدواریم از خواندن این مطلب، ((بازاریابی یا مارکتینگ چیست؟)) لذت ببرید و برایتان مفید باشد،از همراهی شماسپاسگذاریم.

عنوان مقاله :

دسته بندی مقاله :

اشتغالزایی یعنی بهره‌مندی از ظرفیت‌های نیروی انسانی در حوزه‌های گوناگون تولید و خدمات که این امر در نهایت منجر به تولید ثروت برای کشور شده و می‌تواند علاوه‌بر تامین نیاز‌های داخلی، سهمی هم در بازارهای بین‌المللی داشته باشد. در حوزه صنعت، ظرفیت اشتغال در کشور بالاست اما خروجی آن متناسب با درصد شاغلان نیست و این امر این حاکی از این است که نیروی انسانی در بعضی بخش‌ها بهره‌ور نبوده و مشکلاتی در حوزه بهره‌وری توانمندی‌های آنها وجود دارد. اشتغالزایی بدون برنامه حسین ساسانی از کارشناسان حوزه صنعت در پاسخ به این پرسش که اشتغالزایی، هدف است یا وسیله به صمت گفت: حدود ۴۰ سال است هدف‌گذاری می‌کنیم تا بتوانیم میزان اشتغال را در کشور بالا ببریم و شرایط را به‌گونه‌ای مدیریت کنیم که بیکاری به کمترین میزان برسد. در این زمینه شاید در مقاطع گوناگون تغییرات مثبت کوچکی به‌عنوان افزایش اشتغال یا کاهش بیکاری داشته‌ایم اما در عمل در این ۴ دهه نتوانسته‌ایم بیکاری را به آن شکلی که کشورهای دیگر کاهش داده‌اند، مهار کنیم و پایین بیاوریم. وی افزود: به این دلیل نمی‌توانیم به این هدف مهم دست یابیم که به اشتباه روی افزایش اشتغال یا کاهش بیکاری هدف‌گذاری می‌کنیم، در حالی‌که اشتغال یا بیکاری هدف نیست و از جنس نتیجه است. ساسانی در توضیح بیشتر این موضوع افزود: به جای هدف‌گذاری برای اینکه در ۲ سال آینده به‌عنوان مثال، ۲ درصد بیکاری را کاهش دهیم، باید مطالعه و بررسی کنیم در کجاها باید چه اقدام‌هایی انجام دهیم تا بهره‌وری را بالا ببریم. این کارشناس صنعت با اشاره به نحوه برنامه‌ریزی کشورهای موفق، اظهارکرد: در کشورهای دیگر کارخانه‌های زیادی راه‌اندازی می‌شوند تا به تولید بپردازند و در این راستا، کسب‌وکارها را فعال می‌کنند تا با فعال شدن آنها و راه‌اندازی کارخانه‌ها و فعالیت با تمام ظرفیت، اشتغال را افزایش دهند. در حالی که ما این کارها را نمی‌کنیم. به‌عنوان مثال، می‌خواهیم ۳ درصد اشتغال را افزایش دهیم؛ از این‌رو کارخانه‌ای را ملزم می‌کنیم آمار افراد استخدامی خود را بالا ببرد یا شرکت دیگر ملزم می‌شود تعداد نیروهای فعال آن فلان تعداد باشد. در حالی که این شرکت‌ها و سازمان نیاز به نیروی انسانی بیشتری ندارند. او افزود: به این ترتیب، افراد وارد شرکت‌هایی می‌شوند که نیاز به نیروی انسانی ندارند و در ادامه شاهد انباشت نیرو هستیم که نتیجه این نوع عملکرد کاهش بازدهی و بهره‌وری است، زیرا کار به اندازه افراد در این شرکت‌ها وجود ندارد و بیکاری افراد مازاد روی فعالیت سایر نیروها تاثیر منفی می‌گذارد و انگیزه کار از افراد گرفته می‌شود، چراکه بدون هیچ کار و زحمتی برخی از افراد حقوق دریافت می‌کنند؛ از این‌رو در کشور با افت بهره‌وری روبه‌رو می‌شویم. راهکار اشتغالزایی درست ساسانی در ادامه درباره راهکار برون‌رفت از این وضعیت گفت: نخستین راه‌حل این است که روی عواملی که می‌تواند اشتغال را افزایش یا بیکاری را کاهش دهند، هدف‌گذاری کنیم. آن‌گاه که این هدف‌گذاری انجام شد، می‌رسیم به نتیجه آن. به‌عنوان نمونه، هدف در ۳ سال آینده، فلان درصد کاهش بیکاری در کشور است. چون این رویکرد وجود ندارد و برعکس به موضوع نگاه می‌کنیم با هدف‌گذاری برای خود اشتغال یا بیکاری، باعث می‌شویم تعدادی از افرادی که موردنیاز یک سازمان، نهاد یا شرکت نیستند، جذب آنها شوند. با این کار، ‌به‌ظاهر آمار اشتغال را افزایش داده‌ایم اما در واقع باعث کاهش شدید بازدهی فعالیت‌ها شده‌ایم. این کارشناس حوزه صنعت با بیان اینکه دستوری عمل کردن ما را به هدف‌های موردنظر در زمینه افزایش اشتغال و کاهش بیکاری نمی‌رساند، گفت: این امر نه‌تنها در بلندمدت اشتغالی ایجاد نمی‌کند، بلکه افرادی که به‌طور درست در حال فعالیت بودند را هم بی‌انگیزه می‌کند. اشتغال یا بیکاری ساسانی در ادامه ارائه راهکارهای پیشنهادی به نکته‌ دیگری اشاره کرد و گفت: وقتی در کشور صحبت از بیکاری یا اشتغال می‌شود، تنها به بیکاری یا اشتغال مستقیم اشاره می‌کنیم، در حالی که کشور با بیکاری و اشتغال پنهان هم روبه‌رو است که آمار این بخش به‌طور معمول موردتوجه قرار نمی‌گیرد و این موضوع خود آسیب بیشتری به اقتصاد کشور می‌زند. این کارشناس حوزه صنعت در توضیح بیکاری پنهان به نبود میل باطنی افراد به فعالیت در حرفه خود اشاره کرد و گفت: فردی با وجود میل باطنی در شغلی قرار دارد در حالی که آن شغل را دوست ندارد اما ناگزیر است با وجود نبود علاقه در آن شغل فعالیت داشته باشد، چون کار نیست. یا افراد در مشاغل کاذبی مشغول هستند که چه‌بسا درآمد خوبی هم دارد، مانند سیگارفروشی در خیابان. وی افزود: جوانان در حال انجام کارهای گوناگونی هستند که جزو مشاغل کاذب به‌شمار می‌رود که این بخش باید به آمار بیکاری اضافه شود اما متاسفانه در محاسبات آماری این موضوع در نظر گرفته نمی‌شود. برای همین است که با وجود اینکه مراجع رسمی اعلام می‌کنند فلان درصد بیکاری در کشور وجود دارد اما شاهد آمار بیشتری از بیکاری هستیم. این نظریه‌پرداز صنعتی یادآور شد: از یک سو شغل کاذب و بیکاری پنهان ارزش‌افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند و در این شرایط، اقتصاد کشور وضعیت بدتری خواهد داشت و نمی‌توانیم رشد قابل‌قبولی داشته باشیم و از سوی دیگر، این مسئله هزینه‌هایی را به جامعه تحمیل می‌کند. هزینه‌های اشتغال پنهان ساسانی با اشاره به برنامه توسعه کشور خاطرنشان کرد: کسانی که مشاغل کاذب دارند یا در مشاغلی فعال هستند که علاقه‌ای به انجام آنها ندارند، بهره‌وری و بازدهی آنها بالا نیست و نمی‌توانند با کیفیت مطلوب فعالیت داشته باشند و هر روز هزینه‌های بیشتری را برای اقتصاد کشور ایجاد می‌کنند؛ بنابراین راهکار این مسئله این است که نخست یک برنامه توسعه‌ای مشخص تدوین و سپس مشخص کنیم برای این برنامه توسعه‌ای، چقدر شغل نیاز داریم و چه تعداد از افراد باید مشغول به‌کار شوند. او گفت: در این‌باره توانمندسازی مدیریت اقتصادی کشور چه در حوزه اقتصاد کلان و چه اقتصاد خرد که منظور مدیریت کسب‌وکارهاست، مهم است. عدم بکارگیری مدیران توانمند سبب‌شده از توانمندی‌‌ها و ظرفیت‌های جامعه استفاده نشود و در نتیجه در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اقتصادی با مشکلاتی روبه‌رو شویم که منجر به کاهش بهره‌وری و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌ها برای اشتغال شده است. مدیریت ناکارآمد وی ادامه داد: از سوی دیگر به‌کار گماردن مدیران باکیفیت پایین در کسب‌وکارها چه در بخش دولتی و چه خصوصی، سبب شد ایجاد ارزش در این فعالیت‌ها کاهش یابد و طبیعی است وقتی ارزش موردنظر سهامدار، مشتری، کارکنان و سایر ذی‌نفعان تامین نشود، شرکت در مسیر شکست قرار می‌گیرد و به‌دنبال آن بیکاری هم افزایش پیدا می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، گروهی دیگر به خیل بیکاران اضافه می‌شوند که در سال‌های اخیر زیاد شاهد بیکاری این افراد بودیم. این کارشناس صنعت ادامه داد: هنگامی که صحبت از پایین بودن بهره‌وری سیستم مدیریت کشور می‌شود؛ یعنی اینکه مدیریت توانایی بکارگیری مجموعه فرآیندهای شناخته‌شده‌ای که کسب‌وکارها را در جهت رسیدن به نتایج قابل‌اتکا (کیفیت یکدست محصول)، کارآمد (قیمت رقابتی) هدایت کند نداریم. به این معنی که مدیران توانایی جهت دادن به کسب‌وکارها را که مبتنی بر خلق چشم‌انداز است، دارند؛ مدیران باید بتوانند کارکنان را به سمت بهره‌وری و کسب موفقیت تهییج و انگیزه‌آفرینی کنند تا افراد در طلب رسیدن به چشم‌انداز برآیند. تجهیز آنها به یک استراتژی، کارآمد است تا پرانرژی و سریع به چشم‌انداز برسند. زیربنایی‌ترین مفهوم مدیریت، بسیج کردن و حرکت دادن گروهی از افراد برای عزیمت به آینده‌ای بهتر است که غالب مدیران کشور فاقد این ویژگی هستند. این نظریه‌پرداز صنعتی در ادامه ضعف‌های مدیریتی تصریح کرد: سیستم مدیریت ما از وجود ثبات و کارآیی لازم برای اداره مناسب کسب‌وکارها برخوردار نیست تا بتواند از تغییر موردنیاز برای بهره‌برداری از فرصت‌های جدید، اجتناب از تهدیدهای جدی، خلق و اجرای استراتژی‌های جدید حصول اطمینان کند و برای برنده شدن در محیط‌های ناپایدار، مبهم، غیرقابل‌پیش‌بینی و بی‌ثبات با هدفمندی وارد عمل شود. او گفت: در کسب‌وکارها برای دستیابی به‌سرعت، چابکی و شتاب‌دهی به فرآیند تغییر، به چشم‌های بیشتری برای دیدن، مغزهای بیشتری برای فکر کردن و پاهای بیشتری برای دویدن نیاز داریم که کار اصلی مدیران همین است. اما کدام مدیری را می‌شناسیم که به این قابلیت‌ها مجهز باشد؟ وی تاکید کرد: کسب‌وکارها نیازمند نوآوری هستند و برای اینکه واقعا نوآوری داشته باشیم، به افراد بیشتری نیاز داریم که دیدگاه خاص خود را دارند، نوآفرین هستند و می‌توانند روابط دوستانه و قابل‌اعتمادی با دیگران برقرار کنند. برای اینکه ابتکار عمل را در دست بگیریم و دیگران را به شکل موثری مدیریت کنیم، نیازمند مدیران بیشتری هستیم که آزادی عمل داشته باشند و فقط بله قربان‌گو نباشند. آیا در سیستم مدیریت ما این رویکرد حاکم است؟ پاسخ روشن است. ما فاقد این ویژگی‌ها هستیم؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم بیکاری کاهش پیدا کند و افراد جامعه در شغلی به‌کار گمارده شوند که لایق آنان است. ساسانی در پایان گفت: چون این فرآیند انجام نمی‌شود، شاهد پیامدهای مانند وضعیت بیکاری که هر روز بغرنج‌تر می‌شود و بهره‌وری و بازدهی فعالیت‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، هستیم. علاوه‌بر اینکه آمار بیکاری پنهان افزایش‌یافته و ارزش‌افزوده پایین می‌آید و در نتیجه هر سال شاهد رشد اقتصادی پایین و کاهش درآمد مردم هستیم. صنعت و تولید ثروت در ادامه حمید حاج‌اسماعیلی از دیگر کارشناسان صنعت کشور به راه‌اندازی واحدهای صنعتی برای تولید ثروت اشاره کرد و در گفت‌وگو با صمت گفت: توسعه و راه‌اندازی بخش صنعت یا خدمات از ابزارهایی است که با استفاده از آنها از یک‌سو کشور می‌تواند برای نیازهایی که دارد، تولید ثروت کند و از سوی دیگر، افراد برای رفع نیازهای خود راهی به‌جز اشتغال و کسب درآمد ندارند؛ بنابراین اساسا اشتغال هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای تولید ثروت و رفع نیازهاست. اما از آنجایی که بدون یک کار مستمر و مداوم، امکان توسعه ثروت در کشور وجود ندارد و در عین حال اشتغال هم میسر نمی‌شود، خودبه‌خود افزایش اشتغال و کاهش بیکاری هدف قرار می‌گیرد، چراکه بدون اشتغال، برقراری رفاه و تامین نیازهای افراد جامعه محقق نمی‌شود.  وی افزود: ممکن است در بحث اشتغالزایی هدف غایی و نهایی، رفاه عمومی، آرامش مردم و امنیت جامعه باشد اما به‌هرحال این ابزار و امکانات باید به‌طور پیوسته در کشور وجود داشته باشد. اینکه برخی کارگاه‌های صنعتی راه‌اندازی شود اما نیازهای جامعه محقق نشود، موضوعی قابل تامل و نیازمند مطالعه و بررسی کارشناسی است. سرمایه‌گذاری کم و اشتغال بالا حاج‌اسماعیلی در ادامه افزود: در بخش‌هایی مانند خدمات می‌توانیم با سرمایه کم، اشتغال بیشتری ایجاد کنیم. در بخش کشاورزی سرمایه بیشتری نیاز است اما سرمایه‌گذاری در حوزه صنعت بسیار بیشتر از بخش‌های دیگر است. در کنار این سرمایه‌گذاری میلیاردی ممکن است تعداد بسیار محدودی اشتغالزایی انجام شود؛ بنابراین نیاز درباره این مباحث مطالعه‌های بیشتری انجام دهیم. این کارشناس حوزه کسب‌وکار ادامه داد: اولویت با ایجاد اشتغال ثابت است. کشوری که اشتغال مولد نداشته باشد، وضعیت مشاغل آن به‌طور معمول ناپایدار خواهد بود و اهداف بلندمدت آن محقق نخواهد شد. بیشتر سرمایه‌گذاران راغب به سرمایه‌گذاری در بخش صنعت هستند، زیرا به‌هر حال مشاغل صنعتی دارای پایداری بیشتری هستند و تولید ثروت کرده و عایداتی برای کشور ایجاد می‌کنند. ضمن اینکه نیازهای کشور را برطرف می‌کند، این تولیدات می‌تواند جنبه صادراتی هم پیدا کند. از این‌رو شاید در مجموع، میزان اشتغال صنعت نسبت به بخش خدمات خیلی کمتر باشد اما عایدات آن و تقویت توسعه صنعتی کشور متکی بر سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در بخش صنعت است. حاج‌اسماعیلی در ادامه به مصداق‌هایی در این زمینه اشاره کرد و افزود: برخی کشورها مانند استرالیا با سرمایه‌گذاری در حوزه خدمات اجتماعی در بحث توسعه بنگاهی و وضعیت مردم به لحاظ رفاه عمومی، خیلی از ما بالاتر قرار دارند. استرالیا در بخش دامداری و کشاورزی سرمایه‌گذاری زیادی کرده اما در حوزه صنعت سرآمد نیست. در اروپا کشورهای زیادی داریم که صنعتی نیستند مانند سوئیس و سوئد. به‌هرحال منظور این است که راه‌های کسب درآمد و اشتغالزایی برای کشور متنوع است. تنها راه اشتغالزایی، کارگاه‌های تولیدی و بنگاهداری نیست. هر کشوری بتواند از ظرفیت‌های ملی و جغرافیایی خود و منابع آن به‌درستی استفاده کند، می‌تواند تولید ثروت کند. سخن پایانی اشتغال بدون برنامه، بهره‌ور نبوده و حتی منجر به پدیده بیکاری پنهان می‌شود. در این روند، ‌افراد مشغول به کار هستند اما توانمندی آنها به‌درستی به‌کار گرفته نشده و انرژی‌شان ‌هرز می‌رود. در این‌باره سیاست‌گذاری‌ها باید درست انجام شود.  

اشتغالزایی یعنی بهره‌مندی از ظرفیت‌های نیروی انسانی در حوزه‌های گوناگون تولید و خدمات که این امر در نهایت منجر به تولید ثروت برای کشور شده و می‌تواند علاوه‌بر تامین نیاز‌های داخلی، سهمی هم در بازارهای بین‌المللی داشته باشد. در حوزه صنعت، ظرفیت اشتغال در کشور بالاست اما خروجی آن متناسب با درصد شاغلان نیست و این امر این حاکی از این است که نیروی انسانی در بعضی بخش‌ها بهره‌ور نبوده و مشکلاتی در حوزه بهره‌وری توانمندی‌های آنها وجود دارد. اشتغالزایی بدون برنامه حسین ساسانی از کارشناسان حوزه صنعت در پاسخ به این پرسش که اشتغالزایی، هدف است یا وسیله به صمت گفت: حدود ۴۰ سال است هدف‌گذاری می‌کنیم تا بتوانیم میزان اشتغال را در کشور بالا ببریم و شرایط را به‌گونه‌ای مدیریت کنیم که بیکاری به کمترین میزان برسد. در این زمینه شاید در مقاطع گوناگون تغییرات مثبت کوچکی به‌عنوان افزایش اشتغال یا کاهش بیکاری داشته‌ایم اما در عمل در این ۴ دهه نتوانسته‌ایم بیکاری را به آن شکلی که کشورهای دیگر کاهش داده‌اند، مهار کنیم و پایین بیاوریم. وی افزود: به این دلیل نمی‌توانیم به این هدف مهم دست یابیم که به اشتباه روی افزایش اشتغال یا کاهش بیکاری هدف‌گذاری می‌کنیم، در حالی‌که اشتغال یا بیکاری هدف نیست و از جنس نتیجه است. ساسانی در توضیح بیشتر این موضوع افزود: به جای هدف‌گذاری برای اینکه در ۲ سال آینده به‌عنوان مثال، ۲ درصد بیکاری را کاهش دهیم، باید مطالعه و بررسی کنیم در کجاها باید چه اقدام‌هایی انجام دهیم تا بهره‌وری را بالا ببریم. این کارشناس صنعت با اشاره به نحوه برنامه‌ریزی کشورهای موفق، اظهارکرد: در کشورهای دیگر کارخانه‌های زیادی راه‌اندازی می‌شوند تا به تولید بپردازند و در این راستا، کسب‌وکارها را فعال می‌کنند تا با فعال شدن آنها و راه‌اندازی کارخانه‌ها و فعالیت با تمام ظرفیت، اشتغال را افزایش دهند. در حالی که ما این کارها را نمی‌کنیم. به‌عنوان مثال، می‌خواهیم ۳ درصد اشتغال را افزایش دهیم؛ از این‌رو کارخانه‌ای را ملزم می‌کنیم آمار افراد استخدامی خود را بالا ببرد یا شرکت دیگر ملزم می‌شود تعداد نیروهای فعال آن فلان تعداد باشد. در حالی که این شرکت‌ها و سازمان نیاز به نیروی انسانی بیشتری ندارند. او افزود: به این ترتیب، افراد وارد شرکت‌هایی می‌شوند که نیاز به نیروی انسانی ندارند و در ادامه شاهد انباشت نیرو هستیم که نتیجه این نوع عملکرد کاهش بازدهی و بهره‌وری است، زیرا کار به اندازه افراد در این شرکت‌ها وجود ندارد و بیکاری افراد مازاد روی فعالیت سایر نیروها تاثیر منفی می‌گذارد و انگیزه کار از افراد گرفته می‌شود، چراکه بدون هیچ کار و زحمتی برخی از افراد حقوق دریافت می‌کنند؛ از این‌رو در کشور با افت بهره‌وری روبه‌رو می‌شویم. راهکار اشتغالزایی درست ساسانی در ادامه درباره راهکار برون‌رفت از این وضعیت گفت: نخستین راه‌حل این است که روی عواملی که می‌تواند اشتغال را افزایش یا بیکاری را کاهش دهند، هدف‌گذاری کنیم. آن‌گاه که این هدف‌گذاری انجام شد، می‌رسیم به نتیجه آن. به‌عنوان نمونه، هدف در ۳ سال آینده، فلان درصد کاهش بیکاری در کشور است. چون این رویکرد وجود ندارد و برعکس به موضوع نگاه می‌کنیم با هدف‌گذاری برای خود اشتغال یا بیکاری، باعث می‌شویم تعدادی از افرادی که موردنیاز یک سازمان، نهاد یا شرکت نیستند، جذب آنها شوند. با این کار، ‌به‌ظاهر آمار اشتغال را افزایش داده‌ایم اما در واقع باعث کاهش شدید بازدهی فعالیت‌ها شده‌ایم. این کارشناس حوزه صنعت با بیان اینکه دستوری عمل کردن ما را به هدف‌های موردنظر در زمینه افزایش اشتغال و کاهش بیکاری نمی‌رساند، گفت: این امر نه‌تنها در بلندمدت اشتغالی ایجاد نمی‌کند، بلکه افرادی که به‌طور درست در حال فعالیت بودند را هم بی‌انگیزه می‌کند. اشتغال یا بیکاری ساسانی در ادامه ارائه راهکارهای پیشنهادی به نکته‌ دیگری اشاره کرد و گفت: وقتی در کشور صحبت از بیکاری یا اشتغال می‌شود، تنها به بیکاری یا اشتغال مستقیم اشاره می‌کنیم، در حالی که کشور با بیکاری و اشتغال پنهان هم روبه‌رو است که آمار این بخش به‌طور معمول موردتوجه قرار نمی‌گیرد و این موضوع خود آسیب بیشتری به اقتصاد کشور می‌زند. این کارشناس حوزه صنعت در توضیح بیکاری پنهان به نبود میل باطنی افراد به فعالیت در حرفه خود اشاره کرد و گفت: فردی با وجود میل باطنی در شغلی قرار دارد در حالی که آن شغل را دوست ندارد اما ناگزیر است با وجود نبود علاقه در آن شغل فعالیت داشته باشد، چون کار نیست. یا افراد در مشاغل کاذبی مشغول هستند که چه‌بسا درآمد خوبی هم دارد، مانند سیگارفروشی در خیابان. وی افزود: جوانان در حال انجام کارهای گوناگونی هستند که جزو مشاغل کاذب به‌شمار می‌رود که این بخش باید به آمار بیکاری اضافه شود اما متاسفانه در محاسبات آماری این موضوع در نظر گرفته نمی‌شود. برای همین است که با وجود اینکه مراجع رسمی اعلام می‌کنند فلان درصد بیکاری در کشور وجود دارد اما شاهد آمار بیشتری از بیکاری هستیم. این نظریه‌پرداز صنعتی یادآور شد: از یک سو شغل کاذب و بیکاری پنهان ارزش‌افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند و در این شرایط، اقتصاد کشور وضعیت بدتری خواهد داشت و نمی‌توانیم رشد قابل‌قبولی داشته باشیم و از سوی دیگر، این مسئله هزینه‌هایی را به جامعه تحمیل می‌کند. هزینه‌های اشتغال پنهان ساسانی با اشاره به برنامه توسعه کشور خاطرنشان کرد: کسانی که مشاغل کاذب دارند یا در مشاغلی فعال هستند که علاقه‌ای به انجام آنها ندارند، بهره‌وری و بازدهی آنها بالا نیست و نمی‌توانند با کیفیت مطلوب فعالیت داشته باشند و هر روز هزینه‌های بیشتری را برای اقتصاد کشور ایجاد می‌کنند؛ بنابراین راهکار این مسئله این است که نخست یک برنامه توسعه‌ای مشخص تدوین و سپس مشخص کنیم برای این برنامه توسعه‌ای، چقدر شغل نیاز داریم و چه تعداد از افراد باید مشغول به‌کار شوند. او گفت: در این‌باره توانمندسازی مدیریت اقتصادی کشور چه در حوزه اقتصاد کلان و چه اقتصاد خرد که منظور مدیریت کسب‌وکارهاست، مهم است. عدم بکارگیری مدیران توانمند سبب‌شده از توانمندی‌‌ها و ظرفیت‌های جامعه استفاده نشود و در نتیجه در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اقتصادی با مشکلاتی روبه‌رو شویم که منجر به کاهش بهره‌وری و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌ها برای اشتغال شده است. مدیریت ناکارآمد وی ادامه داد: از سوی دیگر به‌کار گماردن مدیران باکیفیت پایین در کسب‌وکارها چه در بخش دولتی و چه خصوصی، سبب شد ایجاد ارزش در این فعالیت‌ها کاهش یابد و طبیعی است وقتی ارزش موردنظر سهامدار، مشتری، کارکنان و سایر ذی‌نفعان تامین نشود، شرکت در مسیر شکست قرار می‌گیرد و به‌دنبال آن بیکاری هم افزایش پیدا می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، گروهی دیگر به خیل بیکاران اضافه می‌شوند که در سال‌های اخیر زیاد شاهد بیکاری این افراد بودیم. این کارشناس صنعت ادامه داد: هنگامی که صحبت از پایین بودن بهره‌وری سیستم مدیریت کشور می‌شود؛ یعنی اینکه مدیریت توانایی بکارگیری مجموعه فرآیندهای شناخته‌شده‌ای که کسب‌وکارها را در جهت رسیدن به نتایج قابل‌اتکا (کیفیت یکدست محصول)، کارآمد (قیمت رقابتی) هدایت کند نداریم. به این معنی که مدیران توانایی جهت دادن به کسب‌وکارها را که مبتنی بر خلق چشم‌انداز است، دارند؛ مدیران باید بتوانند کارکنان را به سمت بهره‌وری و کسب موفقیت تهییج و انگیزه‌آفرینی کنند تا افراد در طلب رسیدن به چشم‌انداز برآیند. تجهیز آنها به یک استراتژی، کارآمد است تا پرانرژی و سریع به چشم‌انداز برسند. زیربنایی‌ترین مفهوم مدیریت، بسیج کردن و حرکت دادن گروهی از افراد برای عزیمت به آینده‌ای بهتر است که غالب مدیران کشور فاقد این ویژگی هستند. این نظریه‌پرداز صنعتی در ادامه ضعف‌های مدیریتی تصریح کرد: سیستم مدیریت ما از وجود ثبات و کارآیی لازم برای اداره مناسب کسب‌وکارها برخوردار نیست تا بتواند از تغییر موردنیاز برای بهره‌برداری از فرصت‌های جدید، اجتناب از تهدیدهای جدی، خلق و اجرای استراتژی‌های جدید حصول اطمینان کند و برای برنده شدن در محیط‌های ناپایدار، مبهم، غیرقابل‌پیش‌بینی و بی‌ثبات با هدفمندی وارد عمل شود. او گفت: در کسب‌وکارها برای دستیابی به‌سرعت، چابکی و شتاب‌دهی به فرآیند تغییر، به چشم‌های بیشتری برای دیدن، مغزهای بیشتری برای فکر کردن و پاهای بیشتری برای دویدن نیاز داریم که کار اصلی مدیران همین است. اما کدام مدیری را می‌شناسیم که به این قابلیت‌ها مجهز باشد؟ وی تاکید کرد: کسب‌وکارها نیازمند نوآوری هستند و برای اینکه واقعا نوآوری داشته باشیم، به افراد بیشتری نیاز داریم که دیدگاه خاص خود را دارند، نوآفرین هستند و می‌توانند روابط دوستانه و قابل‌اعتمادی با دیگران برقرار کنند. برای اینکه ابتکار عمل را در دست بگیریم و دیگران را به شکل موثری مدیریت کنیم، نیازمند مدیران بیشتری هستیم که آزادی عمل داشته باشند و فقط بله قربان‌گو نباشند. آیا در سیستم مدیریت ما این رویکرد حاکم است؟ پاسخ روشن است. ما فاقد این ویژگی‌ها هستیم؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم بیکاری کاهش پیدا کند و افراد جامعه در شغلی به‌کار گمارده شوند که لایق آنان است. ساسانی در پایان گفت: چون این فرآیند انجام نمی‌شود، شاهد پیامدهای مانند وضعیت بیکاری که هر روز بغرنج‌تر می‌شود و بهره‌وری و بازدهی فعالیت‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، هستیم. علاوه‌بر اینکه آمار بیکاری پنهان افزایش‌یافته و ارزش‌افزوده پایین می‌آید و در نتیجه هر سال شاهد رشد اقتصادی پایین و کاهش درآمد مردم هستیم. صنعت و تولید ثروت در ادامه حمید حاج‌اسماعیلی از دیگر کارشناسان صنعت کشور به راه‌اندازی واحدهای صنعتی برای تولید ثروت اشاره کرد و در گفت‌وگو با صمت گفت: توسعه و راه‌اندازی بخش صنعت یا خدمات از ابزارهایی است که با استفاده از آنها از یک‌سو کشور می‌تواند برای نیازهایی که دارد، تولید ثروت کند و از سوی دیگر، افراد برای رفع نیازهای خود راهی به‌جز اشتغال و کسب درآمد ندارند؛ بنابراین اساسا اشتغال هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای تولید ثروت و رفع نیازهاست. اما از آنجایی که بدون یک کار مستمر و مداوم، امکان توسعه ثروت در کشور وجود ندارد و در عین حال اشتغال هم میسر نمی‌شود، خودبه‌خود افزایش اشتغال و کاهش بیکاری هدف قرار می‌گیرد، چراکه بدون اشتغال، برقراری رفاه و تامین نیازهای افراد جامعه محقق نمی‌شود.  وی افزود: ممکن است در بحث اشتغالزایی هدف غایی و نهایی، رفاه عمومی، آرامش مردم و امنیت جامعه باشد اما به‌هرحال این ابزار و امکانات باید به‌طور پیوسته در کشور وجود داشته باشد. اینکه برخی کارگاه‌های صنعتی راه‌اندازی شود اما نیازهای جامعه محقق نشود، موضوعی قابل تامل و نیازمند مطالعه و بررسی کارشناسی است. سرمایه‌گذاری کم و اشتغال بالا حاج‌اسماعیلی در ادامه افزود: در بخش‌هایی مانند خدمات می‌توانیم با سرمایه کم، اشتغال بیشتری ایجاد کنیم. در بخش کشاورزی سرمایه بیشتری نیاز است اما سرمایه‌گذاری در حوزه صنعت بسیار بیشتر از بخش‌های دیگر است. در کنار این سرمایه‌گذاری میلیاردی ممکن است تعداد بسیار محدودی اشتغالزایی انجام شود؛ بنابراین نیاز درباره این مباحث مطالعه‌های بیشتری انجام دهیم. این کارشناس حوزه کسب‌وکار ادامه داد: اولویت با ایجاد اشتغال ثابت است. کشوری که اشتغال مولد نداشته باشد، وضعیت مشاغل آن به‌طور معمول ناپایدار خواهد بود و اهداف بلندمدت آن محقق نخواهد شد. بیشتر سرمایه‌گذاران راغب به سرمایه‌گذاری در بخش صنعت هستند، زیرا به‌هر حال مشاغل صنعتی دارای پایداری بیشتری هستند و تولید ثروت کرده و عایداتی برای کشور ایجاد می‌کنند. ضمن اینکه نیازهای کشور را برطرف می‌کند، این تولیدات می‌تواند جنبه صادراتی هم پیدا کند. از این‌رو شاید در مجموع، میزان اشتغال صنعت نسبت به بخش خدمات خیلی کمتر باشد اما عایدات آن و تقویت توسعه صنعتی کشور متکی بر سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در بخش صنعت است. حاج‌اسماعیلی در ادامه به مصداق‌هایی در این زمینه اشاره کرد و افزود: برخی کشورها مانند استرالیا با سرمایه‌گذاری در حوزه خدمات اجتماعی در بحث توسعه بنگاهی و وضعیت مردم به لحاظ رفاه عمومی، خیلی از ما بالاتر قرار دارند. استرالیا در بخش دامداری و کشاورزی سرمایه‌گذاری زیادی کرده اما در حوزه صنعت سرآمد نیست. در اروپا کشورهای زیادی داریم که صنعتی نیستند مانند سوئیس و سوئد. به‌هرحال منظور این است که راه‌های کسب درآمد و اشتغالزایی برای کشور متنوع است. تنها راه اشتغالزایی، کارگاه‌های تولیدی و بنگاهداری نیست. هر کشوری بتواند از ظرفیت‌های ملی و جغرافیایی خود و منابع آن به‌درستی استفاده کند، می‌تواند تولید ثروت کند. سخن پایانی اشتغال بدون برنامه، بهره‌ور نبوده و حتی منجر به پدیده بیکاری پنهان می‌شود. در این روند، ‌افراد مشغول به کار هستند اما توانمندی آنها به‌درستی به‌کار گرفته نشده و انرژی‌شان ‌هرز می‌رود. در این‌باره سیاست‌گذاری‌ها باید درست انجام شود.  

اشتغالزایی یعنی بهره‌مندی از ظرفیت‌های نیروی انسانی در حوزه‌های گوناگون تولید و خدمات که این امر در نهایت منجر به تولید ثروت برای کشور شده و می‌تواند علاوه‌بر تامین نیاز‌های داخلی، سهمی هم در بازارهای بین‌المللی داشته باشد.

در حوزه صنعت، ظرفیت اشتغال در کشور بالاست اما خروجی آن متناسب با درصد شاغلان نیست و این امر این حاکی از این است که نیروی انسانی در بعضی بخش‌ها بهره‌ور نبوده و مشکلاتی در حوزه بهره‌وری توانمندی‌های آنها وجود دارد.
اشتغالزایی بدون برنامه

حسین ساسانی از کارشناسان حوزه صنعت در پاسخ به این پرسش که اشتغالزایی، هدف است یا وسیله به صمت گفت: حدود ۴۰ سال است هدف‌گذاری می‌کنیم تا بتوانیم میزان اشتغال را در کشور بالا ببریم و شرایط را به‌گونه‌ای مدیریت کنیم که بیکاری به کمترین میزان برسد.
در این زمینه شاید در مقاطع گوناگون تغییرات مثبت کوچکی به‌عنوان افزایش اشتغال یا کاهش بیکاری داشته‌ایم اما در عمل در این ۴ دهه نتوانسته‌ایم بیکاری را به آن شکلی که کشورهای دیگر کاهش داده‌اند، مهار کنیم و پایین بیاوریم. وی افزود: به این دلیل نمی‌توانیم به این هدف مهم دست یابیم که به اشتباه روی افزایش اشتغال یا کاهش بیکاری هدف‌گذاری می‌کنیم، در حالی‌که اشتغال یا بیکاری هدف نیست و از جنس نتیجه است.
ساسانی در توضیح بیشتر این موضوع افزود: به جای هدف‌گذاری برای اینکه در ۲ سال آینده به‌عنوان مثال، ۲ درصد بیکاری را کاهش دهیم، باید مطالعه و بررسی کنیم در کجاها باید چه اقدام‌هایی انجام دهیم تا بهره‌وری را بالا ببریم.
این کارشناس صنعت با اشاره به نحوه برنامه‌ریزی کشورهای موفق، اظهارکرد: در کشورهای دیگر کارخانه‌های زیادی راه‌اندازی می‌شوند تا به تولید بپردازند و در این راستا، کسب‌وکارها را فعال می‌کنند تا با فعال شدن آنها و راه‌اندازی کارخانه‌ها و فعالیت با تمام ظرفیت، اشتغال را افزایش دهند. در حالی که ما این کارها را نمی‌کنیم. به‌عنوان مثال، می‌خواهیم ۳ درصد اشتغال را افزایش دهیم؛ از این‌رو کارخانه‌ای را ملزم می‌کنیم آمار افراد استخدامی خود را بالا ببرد یا شرکت دیگر ملزم می‌شود تعداد نیروهای فعال آن فلان تعداد باشد. در حالی که این شرکت‌ها و سازمان نیاز به نیروی انسانی بیشتری ندارند.
او افزود: به این ترتیب، افراد وارد شرکت‌هایی می‌شوند که نیاز به نیروی انسانی ندارند و در ادامه شاهد انباشت نیرو هستیم که نتیجه این نوع عملکرد کاهش بازدهی و بهره‌وری است، زیرا کار به اندازه افراد در این شرکت‌ها وجود ندارد و بیکاری افراد مازاد روی فعالیت سایر نیروها تاثیر منفی می‌گذارد و انگیزه کار از افراد گرفته می‌شود، چراکه بدون هیچ کار و زحمتی برخی از افراد حقوق دریافت می‌کنند؛ از این‌رو در کشور با افت بهره‌وری روبه‌رو می‌شویم.
راهکار اشتغالزایی درست

ساسانی در ادامه درباره راهکار برون‌رفت از این وضعیت گفت: نخستین راه‌حل این است که روی عواملی که می‌تواند اشتغال را افزایش یا بیکاری را کاهش دهند، هدف‌گذاری کنیم. آن‌گاه که این هدف‌گذاری انجام شد، می‌رسیم به نتیجه آن. به‌عنوان نمونه، هدف در ۳ سال آینده، فلان درصد کاهش بیکاری در کشور است. چون این رویکرد وجود ندارد و برعکس به موضوع نگاه می‌کنیم با هدف‌گذاری برای خود اشتغال یا بیکاری، باعث می‌شویم تعدادی از افرادی که موردنیاز یک سازمان، نهاد یا شرکت نیستند، جذب آنها شوند. با این کار، ‌به‌ظاهر آمار اشتغال را افزایش داده‌ایم اما در واقع باعث کاهش شدید بازدهی فعالیت‌ها شده‌ایم.
این کارشناس حوزه صنعت با بیان اینکه دستوری عمل کردن ما را به هدف‌های موردنظر در زمینه افزایش اشتغال و کاهش بیکاری نمی‌رساند، گفت: این امر نه‌تنها در بلندمدت اشتغالی ایجاد نمی‌کند، بلکه افرادی که به‌طور درست در حال فعالیت بودند را هم بی‌انگیزه می‌کند.
اشتغال یا بیکاری

ساسانی در ادامه ارائه راهکارهای پیشنهادی به نکته‌ دیگری اشاره کرد و گفت: وقتی در کشور صحبت از بیکاری یا اشتغال می‌شود، تنها به بیکاری یا اشتغال مستقیم اشاره می‌کنیم، در حالی که کشور با بیکاری و اشتغال پنهان هم روبه‌رو است که آمار این بخش به‌طور معمول موردتوجه قرار نمی‌گیرد و این موضوع خود آسیب بیشتری به اقتصاد کشور می‌زند.
این کارشناس حوزه صنعت در توضیح بیکاری پنهان به نبود میل باطنی افراد به فعالیت در حرفه خود اشاره کرد و گفت: فردی با وجود میل باطنی در شغلی قرار دارد در حالی که آن شغل را دوست ندارد اما ناگزیر است با وجود نبود علاقه در آن شغل فعالیت داشته باشد، چون کار نیست. یا افراد در مشاغل کاذبی مشغول هستند که چه‌بسا درآمد خوبی هم دارد، مانند سیگارفروشی در خیابان.
وی افزود: جوانان در حال انجام کارهای گوناگونی هستند که جزو مشاغل کاذب به‌شمار می‌رود که این بخش باید به آمار بیکاری اضافه شود اما متاسفانه در محاسبات آماری این موضوع در نظر گرفته نمی‌شود. برای همین است که با وجود اینکه مراجع رسمی اعلام می‌کنند فلان درصد بیکاری در کشور وجود دارد اما شاهد آمار بیشتری از بیکاری هستیم.
این نظریه‌پرداز صنعتی یادآور شد: از یک سو شغل کاذب و بیکاری پنهان ارزش‌افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند و در این شرایط، اقتصاد کشور وضعیت بدتری خواهد داشت و نمی‌توانیم رشد قابل‌قبولی داشته باشیم و از سوی دیگر، این مسئله هزینه‌هایی را به جامعه تحمیل می‌کند.
هزینه‌های اشتغال پنهان

ساسانی با اشاره به برنامه توسعه کشور خاطرنشان کرد: کسانی که مشاغل کاذب دارند یا در مشاغلی فعال هستند که علاقه‌ای به انجام آنها ندارند، بهره‌وری و بازدهی آنها بالا نیست و نمی‌توانند با کیفیت مطلوب فعالیت داشته باشند و هر روز هزینه‌های بیشتری را برای اقتصاد کشور ایجاد می‌کنند؛ بنابراین راهکار این مسئله این است که نخست یک برنامه توسعه‌ای مشخص تدوین و سپس مشخص کنیم برای این برنامه توسعه‌ای، چقدر شغل نیاز داریم و چه تعداد از افراد باید مشغول به‌کار شوند.
او گفت: در این‌باره توانمندسازی مدیریت اقتصادی کشور چه در حوزه اقتصاد کلان و چه اقتصاد خرد که منظور مدیریت کسب‌وکارهاست، مهم است. عدم بکارگیری مدیران توانمند سبب‌شده از توانمندی‌‌ها و ظرفیت‌های جامعه استفاده نشود و در نتیجه در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اقتصادی با مشکلاتی روبه‌رو شویم که منجر به کاهش بهره‌وری و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌ها برای اشتغال شده است.
مدیریت ناکارآمد

وی ادامه داد: از سوی دیگر به‌کار گماردن مدیران باکیفیت پایین در کسب‌وکارها چه در بخش دولتی و چه خصوصی، سبب شد ایجاد ارزش در این فعالیت‌ها کاهش یابد و طبیعی است وقتی ارزش موردنظر سهامدار، مشتری، کارکنان و سایر ذی‌نفعان تامین نشود، شرکت در مسیر شکست قرار می‌گیرد و به‌دنبال آن بیکاری هم افزایش پیدا می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، گروهی دیگر به خیل بیکاران اضافه می‌شوند که در سال‌های اخیر زیاد شاهد بیکاری این افراد بودیم.
این کارشناس صنعت ادامه داد: هنگامی که صحبت از پایین بودن بهره‌وری سیستم مدیریت کشور می‌شود؛ یعنی اینکه مدیریت توانایی بکارگیری مجموعه فرآیندهای شناخته‌شده‌ای که کسب‌وکارها را در جهت رسیدن به نتایج قابل‌اتکا (کیفیت یکدست محصول)، کارآمد (قیمت رقابتی) هدایت کند نداریم. به این معنی که مدیران توانایی جهت دادن به کسب‌وکارها را که مبتنی بر خلق چشم‌انداز است، دارند؛ مدیران باید بتوانند کارکنان را به سمت بهره‌وری و کسب موفقیت تهییج و انگیزه‌آفرینی کنند تا افراد در طلب رسیدن به چشم‌انداز برآیند. تجهیز آنها به یک استراتژی، کارآمد است تا پرانرژی و سریع به چشم‌انداز برسند.
زیربنایی‌ترین مفهوم مدیریت، بسیج کردن و حرکت دادن گروهی از افراد برای عزیمت به آینده‌ای بهتر است که غالب مدیران کشور فاقد این ویژگی هستند.
این نظریه‌پرداز صنعتی در ادامه ضعف‌های مدیریتی تصریح کرد: سیستم مدیریت ما از وجود ثبات و کارآیی لازم برای اداره مناسب کسب‌وکارها برخوردار نیست تا بتواند از تغییر موردنیاز برای بهره‌برداری از فرصت‌های جدید، اجتناب از تهدیدهای جدی، خلق و اجرای استراتژی‌های جدید حصول اطمینان کند و برای برنده شدن در محیط‌های ناپایدار، مبهم، غیرقابل‌پیش‌بینی و بی‌ثبات با هدفمندی وارد عمل شود.
او گفت: در کسب‌وکارها برای دستیابی به‌سرعت، چابکی و شتاب‌دهی به فرآیند تغییر، به چشم‌های بیشتری برای دیدن، مغزهای بیشتری برای فکر کردن و پاهای بیشتری برای دویدن نیاز داریم که کار اصلی مدیران همین است. اما کدام مدیری را می‌شناسیم که به این قابلیت‌ها مجهز باشد؟
وی تاکید کرد: کسب‌وکارها نیازمند نوآوری هستند و برای اینکه واقعا نوآوری داشته باشیم، به افراد بیشتری نیاز داریم که دیدگاه خاص خود را دارند، نوآفرین هستند و می‌توانند روابط دوستانه و قابل‌اعتمادی با دیگران برقرار کنند. برای اینکه ابتکار عمل را در دست بگیریم و دیگران را به شکل موثری مدیریت کنیم، نیازمند مدیران بیشتری هستیم که آزادی عمل داشته باشند و فقط بله قربان‌گو نباشند. آیا در سیستم مدیریت ما این رویکرد حاکم است؟ پاسخ روشن است. ما فاقد این ویژگی‌ها هستیم؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم بیکاری کاهش پیدا کند و افراد جامعه در شغلی به‌کار گمارده شوند که لایق آنان است.
ساسانی در پایان گفت: چون این فرآیند انجام نمی‌شود، شاهد پیامدهای مانند وضعیت بیکاری که هر روز بغرنج‌تر می‌شود و بهره‌وری و بازدهی فعالیت‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، هستیم. علاوه‌بر اینکه آمار بیکاری پنهان افزایش‌یافته و ارزش‌افزوده پایین می‌آید و در نتیجه هر سال شاهد رشد اقتصادی پایین و کاهش درآمد مردم هستیم.
صنعت و تولید ثروت

در ادامه حمید حاج‌اسماعیلی از دیگر کارشناسان صنعت کشور به راه‌اندازی واحدهای صنعتی برای تولید ثروت اشاره کرد و در گفت‌وگو با صمت گفت: توسعه و راه‌اندازی بخش صنعت یا خدمات از ابزارهایی است که با استفاده از آنها از یک‌سو کشور می‌تواند برای نیازهایی که دارد، تولید ثروت کند و از سوی دیگر، افراد برای رفع نیازهای خود راهی به‌جز اشتغال و کسب درآمد ندارند؛ بنابراین اساسا اشتغال هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای تولید ثروت و رفع نیازهاست. اما از آنجایی که بدون یک کار مستمر و مداوم، امکان توسعه ثروت در کشور وجود ندارد و در عین حال اشتغال هم میسر نمی‌شود، خودبه‌خود افزایش اشتغال و کاهش بیکاری هدف قرار می‌گیرد، چراکه بدون اشتغال، برقراری رفاه و تامین نیازهای افراد جامعه محقق نمی‌شود.
 وی افزود: ممکن است در بحث اشتغالزایی هدف غایی و نهایی، رفاه عمومی، آرامش مردم و امنیت جامعه باشد اما به‌هرحال این ابزار و امکانات باید به‌طور پیوسته در کشور وجود داشته باشد. اینکه برخی کارگاه‌های صنعتی راه‌اندازی شود اما نیازهای جامعه محقق نشود، موضوعی قابل تامل و نیازمند مطالعه و بررسی کارشناسی است.
سرمایه‌گذاری کم و اشتغال بالا

حاج‌اسماعیلی در ادامه افزود: در بخش‌هایی مانند خدمات می‌توانیم با سرمایه کم، اشتغال بیشتری ایجاد کنیم. در بخش کشاورزی سرمایه بیشتری نیاز است اما سرمایه‌گذاری در حوزه صنعت بسیار بیشتر از بخش‌های دیگر است. در کنار این سرمایه‌گذاری میلیاردی ممکن است تعداد بسیار محدودی اشتغالزایی انجام شود؛ بنابراین نیاز درباره این مباحث مطالعه‌های بیشتری انجام دهیم.
این کارشناس حوزه کسب‌وکار ادامه داد: اولویت با ایجاد اشتغال ثابت است. کشوری که اشتغال مولد نداشته باشد، وضعیت مشاغل آن به‌طور معمول ناپایدار خواهد بود و اهداف بلندمدت آن محقق نخواهد شد. بیشتر سرمایه‌گذاران راغب به سرمایه‌گذاری در بخش صنعت هستند، زیرا به‌هر حال مشاغل صنعتی دارای پایداری بیشتری هستند و تولید ثروت کرده و عایداتی برای کشور ایجاد می‌کنند. ضمن اینکه نیازهای کشور را برطرف می‌کند، این تولیدات می‌تواند جنبه صادراتی هم پیدا کند. از این‌رو شاید در مجموع، میزان اشتغال صنعت نسبت به بخش خدمات خیلی کمتر باشد اما عایدات آن و تقویت توسعه صنعتی کشور متکی بر سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در بخش صنعت است.
حاج‌اسماعیلی در ادامه به مصداق‌هایی در این زمینه اشاره کرد و افزود: برخی کشورها مانند استرالیا با سرمایه‌گذاری در حوزه خدمات اجتماعی در بحث توسعه بنگاهی و وضعیت مردم به لحاظ رفاه عمومی، خیلی از ما بالاتر قرار دارند. استرالیا در بخش دامداری و کشاورزی سرمایه‌گذاری زیادی کرده اما در حوزه صنعت سرآمد نیست. در اروپا کشورهای زیادی داریم که صنعتی نیستند مانند سوئیس و سوئد.
به‌هرحال منظور این است که راه‌های کسب درآمد و اشتغالزایی برای کشور متنوع است. تنها راه اشتغالزایی، کارگاه‌های تولیدی و بنگاهداری نیست. هر کشوری بتواند از ظرفیت‌های ملی و جغرافیایی خود و منابع آن به‌درستی استفاده کند، می‌تواند تولید ثروت کند.
سخن پایانی

اشتغال بدون برنامه، بهره‌ور نبوده و حتی منجر به پدیده بیکاری پنهان می‌شود. در این روند، ‌افراد مشغول به کار هستند اما توانمندی آنها به‌درستی به‌کار گرفته نشده و انرژی‌شان ‌هرز می‌رود. در این‌باره سیاست‌گذاری‌ها باید درست انجام شود.